این کامپیوتر کلاسیک و قدیمی، مدتهاست که در PCMag’s PC Labs به چشم میخورد، بیشتر از آنچه که هر یک از اعضای تیم ما به یاد داشته باشند. برای خریدش، آن را تمیز کردیم... و سپس قطعاتش را از هم جدا کردیم.
اگر میخواهید فیلمی درباره چهلمین سالگرد تولد IBM PC (۱۲ آگوست ۲۰۲۱) بسازید، من به عنوانی با این عنوان رأی میدهم: گرد و غبار خواهد بود. دلیلش این است که کار من بهبود کامپیوترهای قدیمی IBM در آزمایشگاه PCMag است تا بتوانند در روزهای مهم دوباره جوان شوند. آخ!
برای چندین دهه، سه کامپیوتر شخصی IBM از دهه ۱۹۸۰، که هر کدام مجهز به یک مانیتور منطبق بودند، میزبان آزمایشگاههای کامپیوتر بودند و آنها را در قفسههای بالا نگهداری میکردند. آثار موزه از استفاده واقعی، جابجاییهای متعدد دفتر و پیچگوشتیهای تحلیلگران سختافزار کنجکاو بیشماری جان سالم به در بردهاند. آنها آنقدر طولانی هستند که هیچ کس در تیم ۲۰۲۱ نمیتواند به یاد بیاورد که آخرین بار چه زمانی تخریب، گردگیری و شگفتزده شدهاند. در واقع، هیچ کس حتی مطمئن نیست که کدام مدل هستند.
روزهای زیادی را صرف مونتاژ و دمونتاژ کامپیوتر شخصیام کردم، اما من محصول نسل اول کامپیوتر شخصی نیستم. اولین کامپیوتر من، حدود سال ۱۹۸۴، یک کومودور VIC-20 ارزان قیمت بود. روی تلویزیون سیاه و سفید، برنامههای بیسیک مجله را در آن تایپ میکردم و آنها را روی درایو کاست دست و پا گیر ذخیره میکردم. (همیشه به دوستانی که C64 قویتر و فلاپی دیسک خارجی آن را دارند حسادت کردهام.) در سال ۱۹۹۱ برای کامپیوتر رومیزی اپل مک LC و سپس کپی مک (کسی سوپرمکهای UMAX را به خاطر میآورد؟) و سپس کپی کامپیوتر شخصی شماره یک خودم، وقتم تلف شد... هرگز به عقب نگاه نکردم.
یعنی: من سختیهای رشد IBM PC را در حدود ۱۰ سال اول از دست دادم. چرا در سال ۲۰۲۱ با زمان از دست رفته همگام نشوم؟
سه کامپیوتر شخصی IBM از PC Labs را از انبار بیرون آوردم. بعد از حدود پنج دقیقه جستجو در گوگل، جستجو و آزمایش، متوجه شدم که دو تا از کامپیوترها، IBM PC XT، مدل نسل دوم، بودند. (نشان کوچک "XT" جلوی آنها باید یک هدیه مرده باشد.) آنها به قفسه برگشتند. ما این دو محصول را برای چهلمین سالگرد PC XT در مارس 2023 نگه خواهیم داشت. اما یکی از آنها واقعاً IBM PC Model 5150 است - نام خانوادگی اولین کامپیوتر شخصی IBM. (هورا!) اما از داخل و خارج کاملاً آشغال بود. (هیس!)
در گذشتههای دور، شرکت PC Labs به مناسبت بیستمین یا بیست و پنجمین سالگرد IBM PC، مهمانی بزرگی را در مدل ۵۱۵۰ قدیمی خود برگزار کرده بود. یکی از درایوهای فلاپی برداشته شده و کنار گذاشته شده است، ممکن است درایو اصلی نباشد. برخی افراد باهوش یک درایو HD-DVD را در نیمی از محفظه درایو ۵.۲۵ اینچی با ارتفاع دو برابر قرار دادهاند. (HD-DVD را به خاطر دارید؟ احتمالاً نباید این کار را انجام دهید.) در نیمه دیگر، یک هارد دیسک قدیمی و کثیف ۵.۲۵ اینچی Seagate قرار دارد که به راحتی در جای خود قرار گرفته است.
درب را بردارید، داخل ۵۱۵۰ مثل بعد از یک مهمانی برادری است. لجن قهوهای روی بعضی از کابلهای روبانی جا گرفته... به نوعی هنوز چسبناک است. کوکاکولا نشت کرده؟ (با توجه به قدمت، شاید کوکاکولا جدید باشد.) اسید باتری؟ مهم نیست چیست، دستمالهای الکلی میتوانند آن را حل کنند. (اممم.)
پوسته شل: کارت رابط هارد دیسک سیگیت. در لغت به معنای پول خرد شل و ول است. آن را بیرون بیاورید. این هم نشانه خوبی نیست.
ما فقط یک کامپیوتر شخصی IBM مدل ۵۱۵۰ داریم که به خوبی استفاده میشود و اغلب مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. بارکد شرکت از Ziff-Davis (شرکت مادر PCMag برای سالهای متمادی) نشان میدهد که این دستگاه زمانی یک دارایی فناوری اطلاعات بوده، نیروی اصلی برخی ویرایشهای طولانی مدت. یک PCMagger آیندهنگر آن را از میان انبوه ضایعات برای استفادههای آینده نجات داده است.
مقداری شناسایی در اطراف مادربرد انجام شد و این عبارت در امتداد یکی از لبهها پیدا شد: «پردازنده ۶۴ کیلوبایتی-۲۵۶ کیلوبایتی». این نشان میداد که مدل ۵۱۵۰ یک نسخه جدیدتر است. افسوس که کامپیوتر IBM ما، نسخه «اصلی» یعنی کامپیوتر OG 1981 نیست. این کامپیوتر چند سال بعد مونتاژ شده است.
بهترین حدس: ۱۹۸۴. برچسب پارچهای که داخل بلندگوی مونو چسبانده شده نشان میدهد که بلندگو در سپتامبر ۱۹۸۴، احتمالاً در فلوریدا، تولید یا مونتاژ شده است. مشخص نیست کدام برچسب.
مشکل این است که کامپیوتر شخصی «اصلی» IBM که در سال ۱۹۸۱ عرضه شد، مدل ۵۱۵۰ نام داشت، اما ۵۱۵۰ متعاقباً مورد بازنگری قرار گرفت. این کامپیوتر در بیشتر دهه ۱۹۸۰ در خط تولید بود، اصلاح و بهبود یافت و به موازات مدلهای بعدی، مانند نسخه اصلی بعدی، IBM PC XT، فروخته شد. بازمانده آزمایشگاهی ما یک انسان اولیه نیست، اما همان ظاهر و همان مشخصات را دارد.
ما کیبورد IBM در دسترس نداریم و فلاپی دیسکهای DOS سالهاست که از بین رفتهاند، بنابراین در واقع میتوانیم کارهای بسیار محدودی با رایانههای شخصی انجام دهیم. اتصال آن به مانیتور (بعداً بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد) و روشن کردن آن فقط باعث ایجاد یک سری بوقهای بلند میشود. اما ما میخواستیم از سیستم فیلم بگیریم تا مکمل بازنشر PCMag از بررسی اصلی IBM PC در سال ۱۹۸۱ باشد. میتوانید آن را در لینک مشاهده کنید و مجله اصلی را در Google Books مرور کنید (و البته سوال قبلی ما را هم در نظر بگیرید).
بنابراین در فرآیند عکاسی، کاری را کردم که هر شکارچی سختافزاریِ محترمی انجام میدهد: آن را خراب کردم! عکاس صبور ما، مالی فلورس (مالی فلورس)، برای گرفتن عکسها آنجا ایستاده بود. ما پردازش استودیویی PCMag 2021 را در اواسط دهه 1980 روی رایانههای شخصی انجام دادیم. حیف است که همه این تصاویر زیبا را هدر دهیم، پس بیایید و با ما ملاقات کنید.
باز هم، من فرزند انقلاب اولیه کامپیوتر شخصی در اواسط دهه ۸۰ نیستم، بنابراین تحلیل من در اینجا کمی خیرهکننده خواهد بود و در برخی موارد، خاطرات شگفتانگیز سردبیر سابق، مایکل میلر، را دنبال خواهد کرد، او به صورت دست اول گزارش داد. بنابراین، لطفاً با من درست رفتار کنید و خاطرات خود را در نظرات پایین مقاله بنویسید!
اول چند عکس جذاب از ۵۱۵۰ قدیمی. مولی کاری کرده که زیباتر از آنچه به نظر میرسد به نظر برسد. من از مقداری صابون ملایم و حوله برای تمیز کردن شاسی استفاده میکنم، برای از بین بردن کثیفیهای سرسخت از دستمال الکلی استفاده میکنم و از هوای فشرده برای تمیز کردن خرگوشهای گرد و غبار گرفته داخل آن استفاده میکنم. او بقیه کار را در فتوشاپ انجام داده است.
آن مانیتور IBM 5151 در بالای کیس است. این یک CRT کاملاً تک رنگ با وضوح تصویر عالی است... 80 کاراکتر، 25 خط. (لطفاً توجه داشته باشید که اینها کاراکتر هستند، نه پیکسل.) آداپتور نمایشگر تک رنگ IBM (MDA)، یک کارت گرافیک اولیه، میتوانست پنل را تغذیه کند، اگرچه وقتی کیس را باز کردیم، شگفت زده شدیم. (بعداً به تفصیل توضیح داده خواهد شد.)
...هیچ کنترل دیگری روی صفحه نمایش وجود ندارد، حتی کلید روشن/خاموش هم نیست. دلیلش این است که مانیتور مستقیماً از طریق دو کابل سیمی به پشت کیس کامپیوتر وصل میشود...
...یکی برای منبع تغذیه و یکی برای سیگنال ویدیویی. (بعداً به این کارتها، پورتها و سوکتها خواهیم پرداخت.) روشن کردن کامپیوتر رومیزی، مانیتور را نیز روشن میکند.
بنابراین در اینجا ما یک شاسی بیرونی از نوع ۵۱۵۰ داریم که از حدود سال ۱۹۸۶ تمیزتر است...
دو درایو اول، فلاپی دیسکهای ۵.۲۵ اینچی با اهرمهای قفلشونده هستند که با یک کا-چانگ رضایتبخش درگیر میشوند. بعداً آنها را با جزئیات معرفی خواهیم کرد؛ آنها را بیرون خواهیم کشید. (در واقع، من مجبور شدم این عکسها را دوباره سر جایشان بگذارم؛ مجموعه قدیمی موزه دههها پیش تعویض شده است.)
این بررسی کل پنل پشتی است. سه کارت در اسلات کارت توسعه ISA وجود دارد و اسلات استفاده نشده فاقد پوشش است که مدت زیادی از آن گذشته است.
همچنین میتوانید عبارت قدیمی «ساخت آمریکا» را بالای نشان شناسایی مدل ببینید. الان چند کامپیوتر رومیزی میتوانید این را بگویید؟
سپس پورتهای سختافزاری برای لوازم جانبی IBM وجود دارد. بدیهی است که پورت کارتریج به طور گسترده استفاده نمیشود، زیرا اکثر نسخههای ۵۱۵۰ فروخته شده شامل یک درایو فلاپی هستند. (هرگونه اشارهای به نوار متصل به رایانه شخصی باعث لرزیدن من میشود: با یادآوری VIC-20 خودم، حرفه من با انواع اولیه ذخیرهسازی رایانه شخصی آغاز شد که بیشتر آنها از درایوهای نواری مانند Exabyte، Iomega و Tandberg در دهه ۱۹۹۰ بودند.)
کلید پاور اصلی در پنل سمت راست، نزدیک به پشت قرار دارد. این کلید با یک کلیک زیبا و گوشتی همراه است. مطمئناً دیگر چنین کلید کنترلی روی دسکتاپ خود نخواهید داشت. شاید این یک کنسول جنگنده باشد.
در مورد پورتهای باقیمانده کامپیوتر، آنها در پنل پشتی چندین کارت توسعه قرار دارند. پورتی که جک RCA در سمت چپ دارد، مسلماً یک کارت گرافیک است؛ یک مانیتور از نوع ۵۱۵۱ با یک کانکتور ۹ پینی متصل میشود. اما در سمت راست چیست؟
من به اندازه کافی بزرگ شدهام که کارتهای SCSI و پورتهای موازی را به خاطر بیاورم، و به نظر میرسد که مورد دوم باشد. فقط یک راه برای فهمیدن این موضوع وجود دارد. (برای اینکه بفهمید اشتباه میکردم، همین.)
یک نکته باید روشن شود: همه چیز در مورد کامپیوتر شخصی اولیه IBM سنگین است. کامپیوتر بزرگ غولپیکر IBM زمانی با لقب "آهن بزرگ" شناخته میشد، اما این کامپیوتر رومیزی با عنوان "آهن کوچک" مطابقت دارد (اگرچه بله، بدنه آن در واقع از فولاد است). متراکم و سنگین است.
مخصوصاً در مورد پوشش صادق است. آن را به جلو بکشید تا برداشته شود؛ آن را روی پاهایتان نگذارید. من این قاب خیرهکننده و برهنه را رها کردم...
...به جز مدارات بزرگ و ظریف فلاپی درایو دوگانه، در مقایسه با سیستم های دسکتاپ امروزی چندان ناآشنا به نظر نمی رسد.
در واقع، در مورد منبع تغذیه، برچسب روی آن فرسودهتر شده است، اما طرحبندی آن آشناست و حتی یک کانکتور برق اصلی و... کانکتور مولکس به مادربرد وجود دارد! اینها هنوز هم در حال استفاده هستند.
میخواهم به عمق مادربرد بروم، بنابراین باید برخی از قطعات را جابجا کنم. ابتدا کارت توسعه را بیرون بکشید و آن را با پیچ به پنل پشتی فشار دهید.
این اولین مورد است و از طریق یک کابل روبان به یک فلاپی درایو متصل میشود. این یک کارت کنترلکننده فلاپی درایو است. در آن زمان، بسیاری از اتصالات سیستم پایه باید از طریق کارتهای توسعه اضافه میشدند...
میتوانید ببینید که کابل روبان داخلی هنوز متصل است؛ این کابل به صورت زنجیروار به دو فلاپی دیسک ۵.۲۵ اینچی متصل شده است. تحقیقات بیشتر نشان میدهد که این کارت، نسخه بهروز شده کارت کنترلر است. پورت خارجی برای درایوهای فلاپی خارجی است؛ این پورت، SCSI یا پورت موازی نیست.
این کارت گرافیک عظیم به اندازه کارتهای گرافیک پیشرفته مدرن طول دارد و بیش از نیمی از آنها با بردهای کمکی (daughter board) تعمیر شدهاند. منبع این کارت کمی مرموز است و نیاز به کمی بررسی دارد. این کارت MDA پایه IBM نیست. در ابتدا فکر کردم ممکن است یک ارتقاء پس از فروش باشد. با این حال، این مشکل IBM است. آداپتور گرافیکی پیشرفته IBM (EGA)، برد کمکی، امتدادی از حافظه گرافیکی است و رو در رو با کارت نصب میشود. (این کارت دارای استاندارد حافظه گرافیکی 64K است.) سلف VGA، میتواند برای خروجی رنگی تا 640 در 350 استفاده شود. لوکس!
با استانداردهای مدرن، این کارت قطعاً یک غول غیرمعمول است. یک لایه پلاستیک نازک و شفاف در پشت کارت دختر وجود دارد تا از تماس ضخامت اضافی با کارت ISA مجاور و احتمالاً ایجاد اتصال کوتاه جلوگیری کند. بلوک قرمز ("Grayhill") در گوشه بالا سمت راست، مجموعهای از سوئیچهای DIP برای پیکربندی عملکرد کارت با توجه به مانیتوری است که استفاده میکنید. (بعداً بیشتر به این موارد خواهیم پرداخت.)
این تعداد زیادی تراشه و اتصالات لحیم است. تا آنجا که من میدانم، این یکی از کارتهای توسعه حافظه ISA به اصطلاح "آنبورد" اینتل است. به این ترتیب شما حافظه اصلی سیستم را گسترش میدهید، مدتها قبل از اینکه DIMMها و SO-DIMMهای استاندارد کامپیوتر به چشم کسی بیایند.
این یک هیئت مدیره کاملاً بینالمللی است. اگر دقت کنید، بسیاری از تراشهها (همهگیری ماژول حافظه NEC) در ژاپن ساخته میشوند، اما برخی دیگر در مالزی، مکزیک و السالوادور ساخته میشوند. برخی دیگر که تابعیت مشخصی ندارند نیز ممکن است در ایالات متحده ساخته شوند. این بیشتر شبیه یک کارت ISA است تا یک اجلاس سازمان ملل.
بنابراین این ما را به مادربرد برمیگرداند. اما برای برداشتن برد مدار باید یکی از درایوهای فلاپی را بردارید، که مانع از دسترسی به یکی از پیچهایی میشود که آن را به شاسی متصل میکند. بنابراین، کابل روبانی را بردارید و کانکتور برق درایو سمت چپ را جدا کنید...
سپس، پیچگوشتی را بیرون بیاورید، دو پیچ را باز کنید، و درایو درست مانند هر دستگاه ۵.۲۵ اینچی سالم دیگری از کیس خارج میشود...
این همان کانکتور مولکس آشنا است که درایو را تغذیه میکند؛ برخی از لوازم جانبی هنوز هم در رایانههای شخصی امروزی استفاده میشوند...
خب، آن پیچ کلید روی مادربرد نمایان است! چند پیچ در گوشهها (با سرهای معمولی به جای سرهای فیلیپس، که جای تعجب دارد) به راحتی قابل باز شدن هستند. اما مادربرد همچنین توسط برخی از پستهای اتصال اکستروژن پلاستیکی کمی بدشکل، که از سوراخهای مادربرد عبور میکنند، در جای خود نگه داشته شده است. شما باید آنها را به آرامی با انگشتان یا انبردست خود فشار دهید و سپس آنها را از سوراخهای نصب برد مدار عبور دهید. مشکل این است که شما برخی را آزاد میکنید و سپس وقتی روی بقیه کار میکنید، دوباره ظاهر میشوند. برای فشار دادن آنها به طور همزمان به شش یا هفت دست نیاز دارید!
با این حال، یک بیمار همه آنها را در حدود 10 دقیقه آزاد کرد و مادربرد از کنار کیس بیرون آمد...
چه منظرهی تماشایی! چیز عجیبی نیست. اگرچه تفاوتهای آشکاری وجود دارد، اما این خیلی هم با مادربردهای مدرن فرق ندارد. از یک طرف، این کل پنل پورتهای ورودی/خروجی است...
حالا، این مادربردهای اولیه کامپیوتر شخصی، بایوسی که ما میشناسیم را ندارند. شما سختافزار خود را با کلیدهای DIP پیکربندی میکردید و از آن با دفترچه راهنما استفاده میکردید (ممکن است برخی از افراد از روی ناچاری با پشتیبانی فنی یا همکار متخصص شما تماس بگیرند)...
این را از چند تا از کامپیوترهای کلونشدهای که بعداً داشتم به یاد آوردم. (هنوز یادم هست که ازشان متنفر بودم.) دو دسته از این موجودات آبی روشن روی برد ۵۱۵۰ هستند.
همچنین: حافظه بیشتر. از قبل به اینجا جوش داده شده است. ما از دوران فراگیر DIMM فاصله گرفتهایم. تراکم حافظه هنوز به سطحی که برای قرار دادن حافظه کافی روی یک کارت حافظه با این اندازه نیاز است، نرسیده است... حتی نزدیک هم نشده است.
این کانکتور برق اصلی مادربرد است. قبل از اینکه مادربرد را جدا کنم، سیم اصلی منبع تغذیه را جدا کردم. این یک جسم خارجی برای کانکتور استاندارد ATX 20+4 پین است که امروزه میشناسیم، اما مسلماً اجداد آن است.
در مقایسه با هر مادربرد جدیدی، یک چیز که به وضوح کم است این است: پردازنده، سوکت پردازنده و هیت سینک کجا هستند؟ خب، این نیاز به کمی بررسی دارد، اما بالاخره تراشه را پیدا کردیم...
زمان ارسال: ۱۰ دسامبر ۲۰۲۱





