نرخ استفاده از ظرفیت صنعتی چین در سه ماهه اول 74.3 درصد بودالفطبق گزارش اداره ملی آمار، کاهش مییابد۱.۵ درصد و ۱.۴ درصد نسبت به سهماهه قبل. بهطورکلی اعتقاد بر این است که اگر میزان استفاده از ظرفیت کمتر از ۹۰ درصد باشد و همچنان رو به کاهش باشد، نشان میدهد که تجهیزات بیش از حد بلااستفاده هستند و اقتصاد نشانههایی از رکود را نشان میدهد. نشان میدهد. بازار تقاضای ضعیفی داردو نمایندگیهااینکه بازار وارد دوران رقابت سهام شده است. برای بقا و توسعه در این دوران، شرکتها باید به بهبود کیفیت و بهینهسازی هزینه توجه کنند. از سوی دیگر، با تشدید رقابت بین کشورهای بزرگ و ریسک بالای قطع زنجیره، زنجیره صنعتی جهانی و زنجیره تأمین به سمت "تنوع و منطقهای شدن" در حال تکامل هستند که منجر به بیثباتی بیشتر و بیشتر در زنجیره تأمین شرکتها میشود و برای عملیات و تولید مشکل ایجاد میکند.مخصوصاً در بلوک ترمینال، کانکتور و بازتابنده رفلکس میدان.
بنابراین امروزه شاهدیم که شرکتهای بیشتری در مدیریت تولید کارخانه، تفکر ناب را در پیش میگیرند و امیدوارند به یک وضعیت تولید ایدهآل دست یابند، یعنی در صورت نیاز، با توجه به میزان محصولات مورد نیاز، از طریق پیگیری حداقل موجودی برای کاهش اشغال سرمایه و به حداقل رساندن تأثیر ریسک بازار. با این حال، در بازاری که به سرعت در حال تغییر است، چگونگی اطمینان از اینکه میتوانیم به صورت کمی بر اساس تقاضا خرید کنیم و ظرفیت عرضه برتر را برای مشتریان فراهم کنیم، چالش بزرگی برای شرکتها است.
ایدههای ناب برای هدایت اصلاحات زنجیره تولید و تأمین
در سال ۲۰۲۳، در ابتدا تصور میشد که شیوع این بیماری همهگیر باعث افزایش شدید تقاضای بازار خواهد شد، اما آمارها نشان میدهد که ما قبلاً وارد دوران رقابت سهام شدهایم. علاوه بر استراتژی تمایز، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری به موضوع اصلی بقا و توسعه شرکتها تبدیل شده است. با این حال، اینکه کدام پیوندها باید برای ارتقای کاهش هزینه و بهرهوری شرکتها آغاز شوند، شرکتها را تا حدودی سردرگم کرده است. طبق تجربه من در تحول هوشمند صنعتی در سالهای اخیر، فکر میکنم مستقیمترین و مؤثرترین روش، کنترل هزینه تدارکات از منبع، کاهش موجودی و بهبود بهرهوری مدیریت تولید و تدارکات و توزیع زنجیره تأمین است.
به طور خاص، میتوان از دو جهت اقدام کرد، یکی بهینهسازی یکپارچهسازی زنجیره تأمین، با استفاده از روشهای مؤثرتر برای ادغام تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و مشتریان، تولید محصول در مقدار مناسب، توزیع در زمان مناسب به مشتری، به منظور قرار گرفتن در سطح خدمات رضایت مشتری، به حداقل رساندن هزینه کلی سیستم شرکت و کسب مزیت رقابتی. دوم، بهبود توانایی اجرای طرح و استفاده از توانایی برنامهریزی زنجیره تأمین برای زمانبندی و برنامهریزی برای انطباق با تغییرات و سفارشات مکرر برنامهریزی، درک به موقع وضعیت فعلی منابع زنجیره تأمین و تأمین لجستیک، ارائه تصمیمات دقیق، بلادرنگ و چابک برای تولید و توزیع شرکتها و تحقق برنامهریزی و کنترل مدیریت زنجیره تأمین تولید و توزیع است.
در اصل، اجرای زنجیره تأمین و برنامهریزی زنجیره تأمین مکمل یکدیگر هستند و این دو رابطهای متقابلاً فعال و غیرفعال دارند. برنامه داخلی باید نوسانات احتمالی زنجیره تأمین را در نظر بگیرد تا برنامه بتواند نوسانات زنجیره تأمین را نیز در بر بگیرد. هنگامی که این نوسانات به ناچار بر تولید تأثیر میگذارند، یا با روشهایی تعدیل میشوند یا با واکنش سریع به سرعت تعدیل میشوند. این نکته اصلی در شیوه تولید ناب است، یعنی زنجیره تأمین سازمانی باید انعطافپذیری بالایی داشته باشد، به موقع و دقیق با توجه به تغییرات تقاضای تولید در نوسانات مکرر پاسخ دهد و تنظیم شود تا به هدف بهرهوری و کاهش هزینه دست یابد.
اگرچه جهت تحول بسیار واضح است، اما از وضعیت فعلی شرکتها، هنوز بسیاری از شرکتها در مرحله برنامهریزی تولید سنتی و زمانبندی تولید باقی ماندهاند و از طریق روش دستی و با استفاده از فرمهای کامپیوتری ساده، طرح توزیع عظیم تولید را تکمیل میکنند. از نظر زمانبندی و دقت، نمیتوانند الزامات رقابت سازمانی را برآورده کنند. و طرح هر بخش نیز به طور جداگانه طراحی شده و کاملاً هماهنگ نیست. وضعیت فوق باعث میشود که تولید و فروش شرکتها برای تکمیل طرح کلی متعادل و هماهنگ نباشد و در نتیجه ضایعات زیادی ایجاد شود. از نظر زنجیره تأمین، سیستم بین تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و مشتریان عموماً در حالت تکهتکه شدن است، اطلاعات عرضه و تقاضا و استانداردهای ارزیابی تأمینکنندگان شفاف نیست، که باعث میشود تصادفی بودن منبع برای شرکت قوی باشد، به راحتی هزینههای تدارکات را افزایش دهد، کیفیت نامناسب و تحویل با تأخیر و غیره را برای تولید تجاری شرکت به همراه داشته باشد.
زمان ارسال: ۲۸ دسامبر ۲۰۲۳






