اولگا دیاز، عضو قدیمی شورای شهر اسکوندیدو، برای عضویت در هیئت ناظران در حوزه انتخابیه سوم، در مقابل کریستین گاسپار، رئیس فعلی که خواهان دوره دوم است، نامزد شده است. انتخابات در ۳ مارس برگزار خواهد شد. دو نامزد برتر در ماه نوامبر دوباره برای کسب این عنوان با هم رقابت خواهند کرد.
من اخیراً با این عضو شورا در یکی از پاتوقهای صبحانه مورد علاقه اسکوندیدو، سانیساید کیچن، ملاقات کردم و او در آنجا توضیح داد که چرا نامزد شده است. همانطور که هر کسی که حرفه دیاز را دنبال کرده است میداند، او کوتاه صحبت نمیکند. وقتی او درباره سیاست صحبت میکند، چیزهای زیادی برای نوشتن وجود دارد.
او در پاسخ به «چرا؟» گفت: «چون فکر میکنم کار فوقالعادهای انجام خواهم داد.» «این بالاترین سطح دولت محلی است. به عنوان کسی که حدود دوازده سال خدمت کرده است، این قدم بعدی است. اشتیاق من کمک به مردم است. من نوعی حرفه داشتهام که مرا در موقعیتی قرار داده است که بتوانم این کار را انجام دهم.»
برای دیاز، مسائل زیادی وجود دارد، اما سه مورد از آنها طنیناندازتر است: ۱) تغییرات اقلیمی، ۲) بیخانمانی مزمن و ۳) مسکن به طور کلی.
تغییرات اقلیمی: «شهرستان نتوانسته یک برنامه اقدام اقلیمی قابل دفاع از نظر قانونی ارائه دهد.» او میگوید دو بار، برنامههای اقدام اقلیمی با موفقیت در دادگاه به چالش کشیده شدهاند. دو بار، برنامههای تهیهشده توسط شهرستان ناکافی تشخیص داده شدهاند. «این به اندازه کافی بلندپروازانه نبوده است که اهداف انتشار گازهای گلخانهای ما را برآورده کند. اگر تا زمانی که من انتخاب شوم، این روند به پایان نرسیده باشد، این یکی از اولین مواردی خواهد بود که میخواهم با همکارانم روی آن کار کنم.»
او آن را «یک مسئله جهانی که بسیار فراتر از طرح اقدام شهرستانی است» مینامد، که با کاهش پراکندگی توسعه آغاز میشود، که باعث میشود بیشتر به جای حمل و نقل عمومی، پیادهروی یا دوچرخهسواری برای رفتن به محل کار، به اتومبیلها متوسل شوند. او میگوید این به معنای خانههای کمتر نیست، بلکه به معنای مسکن متراکمتر است. «اگر به ساخت و ساز در زمینهای توسعه نیافته ادامه دهید، همچنان وضعیتی ایجاد میکنید که مردم مجبورند برای تهیه غذا، مواد غذایی، بنزین و خدمات رفاهی با ماشین به محل کار خود بروند. این یک سبک زندگی است که دیگر نیازی به افراط و تفریط در آن نیست.»
او در شورا روی این موضوع کار کرده و با استفاده از طرح عمومی اسکاندیدو، سعی در محدود کردن توسعه شهری به هسته مرکزی شهر داشته است. دیاز گفت: «اینها اصولی هستند که من مدتهاست به آنها اعتقاد دارم. به آن رشد هوشمند میگویند. همچنین از نظر اقتصادی مقرون به صرفهتر است زیرا شما از قبل زیرساختها، جادهها، کتابخانهها، فروشگاههای مواد غذایی را در اختیار دارید.» او به عنوان سرپرست، مکانهایی را که گسترش بیرویه مجاز است، محدود میکند. «البته، یک طرح عمومی وجود دارد که اگر به آن پایبند باشید، هنوز هم اجازه ساخت ۵۰،۰۰۰ واحد مسکونی را در مرحله ساخت و ساز میدهد. هر شهر یک طرح عمومی دارد و شهرستان نیز یک طرح عمومی دارد که سرپرستان به عنوان مرجع استفاده از زمین عمل میکنند.»
ایدههای دیگر عبارتند از: «تا حد امکان برای حفظ فضای باز و به دست آوردن فضای بیشتر تلاش کنیم. آن را در مناطق حفاظتشده قرار دهیم.» او گفت. «راههای مختلفی برای انجام این کار وجود دارد. از طریق بودجههای ایالتی و شهرستانی. سازمانهای حفاظت از زمین در داخل شهرستان وجود دارند (مانند سازمان حفاظت از نهر اسکوندیدو و سازمان قدرتهای مشترک پارک رودخانه سن دیهگویتو). این و گسترش مسیرها برای کل شهرستان مهم است و از اهداف اقدامات اقلیمی پشتیبانی میکند.»
او اضافه میکند: «گسترش سایبان درختان بسیار مهم است. کاشت درختان بیشتر! درختان کربن را از هوا جذب میکنند. بسیاری از عادات شخصی وجود دارد که مردم باید برای مبارزه با تغییرات اقلیمی تغییر دهند. برخی کمتر رانندگی میکنند. برخی پیادهروی میکنند. برخی عادات غذایی خود را تغییر میدهند تا گوشت کمتری بخورند - ردپای کربن صنعت گوشت قابل توجه است. اینها انتخابهای شخصی هستند که مردم باید انجام دهند. در مجموع باید تأثیر داشته باشد. بسیاری از ممنوعیتها و کاهش محصولات پلاستیکی اکنون به امری عادی تبدیل شدهاند، در حالی که 20 سال پیش هیچ کس در مورد ممنوعیت کیسههای پلاستیکی یا نی صحبت نمیکرد. اکنون این کار کاملاً به عنوان یک کار عادی تلقی میشود، به خصوص با توجه به تمام فیلمهایی که در مورد ویرانی جهانی صنعت پلاستیک از نظر زبالههای شناور در رودخانهها و اقیانوسها به اشتراک گذاشته شده است. مردم اکنون بسیار بیشتر به استفاده از این چیزها توجه دارند.»
او میگوید از دیدگاه شهرستان، مبارزه با تغییرات اقلیمی «یافتن راههایی برای کاهش وسایل نقلیه در جادهها یا کاهش مسافت رفت و آمد مردم به محل کار است. بنابراین مردم راههایی برای یافتن نیازهای خود بدون ساعتها معطلی در بزرگراهها پیدا میکنند.»
که ما را به مسکن رساند. دیاز گفت: «نکته جالب در مورد مسکن عمومی این است که دولت محلی در واقع هیچ خانهای نمیسازد.» شهردار در حال چکش زدن و ساختن خانه نیست. ما از طریق تخصیصهای HUD، از طریق منابع ایالتی، از طریق هزینههای توسعهدهندگان، بودجه فدرال دریافت میکنیم. ما آنها را منتقل میکنیم تا سعی کنیم به تعادل موجودی مسکن دست یابیم.» او میگوید، دو بخش مسکن که عموماً به آنها رسیدگی میشود، مسکنهای گرانقیمت و لوکس و مسکن یارانهای هستند. او میگوید: «تنها وظیفه صنعت توسعه، کسب درآمد است. آنها یک قطبنمای اخلاقی ندارند که باید به آن پایبند باشند. در سوی دیگر طیف، مسکن ارزانقیمت یارانهای قرار دارد. او میگوید نمونههای متعددی از مسکن ارزانقیمت یارانهای در اسکوندیدو وجود دارد. «به اندازه کافی از این نوع مسکن وجود ندارد، اما تلاشهای بیشتری برای رسیدگی به آن انجام میشود. چیزی که کم است، مسکن سطح پایین است.» او اولین خانه خود را به یاد میآورد که کوچک بود اما قابل خرید بود. او میگوید: «آن محصول واقعاً تولید نمیشود.»
دیاز میگوید: «در بحثم با توسعهدهندگان پرسیدم که چرا این را نمیسازند و آنها میگویند: «هیچ سودی در آن نیست» زیرا ارزش زمین و هزینهها بسیار بالاست.» این ایده او را برای مسکن نیروی کار در زمینهای عمومی معرفی میکند. «در مورد ارزش زمین، هر آژانس دولتی مالک زمین است. مناطق آب، شهر و شهرستان. زمینهای عمومی وجود دارد. در مناطق طرح کلی میتوانیم زمینهایی را که برای مسکن قابل توسعه هستند شناسایی کنیم. زمینهای عمومی را فهرستبندی کنیم. من میخواهم آنها را فهرستبندی کنم و یک مرجع قدرت مشترک ایجاد کنم.» او مدل JPA را دوست دارد زیرا مسئولیت و اختیار مشترک ایجاد میکند: «این فقط مسئولیت یک آژانس نیست، بلکه آنها میتوانند با هم این کار را انجام دهند.» او JPAها را برای زمینهای عمومی موجود پیشنهاد میدهد. «یک رابط با نظارت بر شناسایی زمینهای قابل ساخت ایجاد کنید. از آنجایی که زمین برای توسعهدهنده هیچ هزینهای ندارد، ارزش زمین مسئلهای نیست.»
این مسکن نیروی کار میتواند در سراسر شهرستان پخش شود و شهرهایی را که مایل به مشارکت هستند، در بر بگیرد. این طرح کارمندان دولتی مانند آتشنشانان و معلمان را نیز در بر میگیرد. «هزاران هزار کارمند دولتی، چه بیمارستان، چه بخش آب یا مدرسه، وجود دارند. برای واجد شرایط بودن، باید مراحلی را طی کنید. این طرح رایگان نخواهد بود. در حالت ایدهآل، درآمد حاصل از اجاره، هزینه ساخت و ساز را تأمین میکند، اما نیازی به پرداخت هزینه زمین نیست. این طرح برای همه مناسب نیست، اما برای برخی مناسب است. شما باید در نزدیکی محل کار خود زندگی کنید. لازم نیست بزرگراهها را گسترش دهید.» این به اهداف او برای تغییرات اقلیمی برمیگردد.
او میگوید: «این یک مفهوم بسیار بلندپروازانه است و به همکاری زیادی نیاز دارد. واضح است که این مشکل به خودی خود حل نمیشود، بنابراین این ایدهای است که به یک حامی نیاز دارد. از نظر سرپرست شهرستان بودن، احساس میکنم میتوانم این مفهوم را هدایت کنم.»
او همچنین ایده تشویق شرکتهای بزرگی مانند کوالکام که از قبل پارکینگهای بزرگی دارند را برای اختصاص دادن ۱۰٪ از پارکینگ خود به مسکن کارمندان میپسندد. «این کار رایگان نخواهد بود، اما شما را به محل کارتان نزدیک میکند. پارکینگها اکنون مسکن هستند. حذف هزینه زمین از هزینههای توسعه، هزینه توسعهدهندگان را کاهش میدهد.» او همچنین تغییر کاربری مراکز خرید قدیمی را دوست دارد.
هیچ ایدهای به تنهایی نمیتواند معجزه کند، او رویکردهای چندگانه را دوست دارد. او میگوید: «حتی طرح SANDAG برای مقرونبهصرفهتر کردن حملونقل عمومی، به معنای کنار گذاشتن همه از ماشین نیست، بلکه ده درصد است. این کار باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای میشود. شما باید همه این کارها را انجام دهید، و این فقط دولت نیست، بلکه همه افراد هستند که سعی میکنند با هم به آنها دست یابند.»
او تأکید میکند: «ما نمیخواهیم فقط چیزی بسازیم. ما محصولات باکیفیتی میخواهیم که پنجاه سال دیگر هم خوب باشند. ساختن مهم است زیرا ما مشکل تأمین داریم، اما نمیتوانیم بدون کیفیت زندگی، بدون اضافه کردن مسیرها و امکانات رفاهی، بسازیم. در غیر این صورت مردم نمیخواهند آنجا زندگی کنند.»
دیاز میخواهد بر بیخانمانی مزمن تمرکز کند. وقتی در Interfaith کار میکرد، «از نزدیک دید که خدمات اجتماعی چگونه کار میکنند و چگونه کار نمیکنند. و اینکه چگونه شهرستان با سازمانهای غیرانتفاعی تعامل دارد. سهم بزرگی از بودجه ۶.۳ میلیارد دلاری شهرستان به خدمات بهداشتی و انسانی اختصاص مییابد. یکی از راههای توزیع آنها، اعطای کمک به سازمانهای غیرانتفاعی است. این بودجه استانداردهایی را برای نحوه کمک آنها به مردم، از طریق اقدامات خودکفایی برای کمک به شما در بازگشت به زندگی عادی، تعیین میکند. تمرکز بر این بوده است که به مردم کمک کنیم تا دوباره روی پای خود بایستند.»
او میگوید چیزی که در این مدل لحاظ نشده، دلسوزی و پذیرش است. «عنصری از جمعیت وجود دارد که ما همیشه باید از آن مراقبت کنیم. وقتی با افراد بیخانمان مزمن ملاقات میکنید، متوجه میشوید که مهم نیست شهرستان چقدر کمک مالی میدهد، خودکفایی برای همه امکانپذیر نیست. من در مورد افرادی صحبت میکنم که مشکلات سلامت روان غیرقابل حلی دارند. غیرانسانی است که فرض کنیم آنها به مرحلهای از زندگی میرسند که نیازی به راهنمایی نخواهند داشت. برای رسیدگی به این وضعیت، یک نسخه واحد وجود ندارد.»
او معتقد است که این جمعیت بیش از نیمی از بیخانمانها را تشکیل میدهد. «درصد زیادی به حمایت مداوم نیاز دارند.» او مدل امانتداری را که اداره امور ایثارگران برای برخی از مراجعین خود استفاده میکند، میپسندد. «جانبازانی که به طور مزمن بیخانمان میشوند، پول خود را به خوبی مدیریت نمیکنند. از آنها سوءاستفاده میشود. شما کسی را برای مدیریت پول آنها، پرداخت اجاره و خرید مواد غذایی تعیین میکنید. این برای من بسیار منطقی است زیرا به نظر میرسد که بسیاری از مشکلات افرادی را که قادر به انجام کارهای خود نیستند، حل میکند. من افرادی را میشناسم که چک مزایای خود را دریافت میکنند و ظرف چند روز آن را از دست میدهند. آنها همه چیز را خراب میکنند. اگر افرادی دارید که مرتباً در این وضعیت هستند - و ما آنها را میشناسیم - باید بتوانید مداخله کنید تا به آنها کمک کنید از آن وضعیت دور بمانند.»
بدیهی است که برای تحقق این امر، قوانین باید تغییر کنند. سپس با توجه به اینکه کسانی به فضای خواب نیاز دارند، هنوز نیاز به ساخت مکانی برای اسکان آنها وجود دارد. «من مدل خوابگاه را دوست دارم. بسیاری از آنها به پشتیبانی و داشتن اتاقهای جداگانه نیاز دارند، اما با یک فضای مشترک و یک کافه تریا تا بتوانید کارکنانی در محل داشته باشید تا مطمئن شوید که آنها در امان هستند و دارو دریافت میکنند و کمکی که نیاز دارند را دریافت میکنند. مدل مسکن به این صورت بوده است که در اطراف آپارتمانها ساخته شود، اما من خوابگاه را دوست دارم، زیرا فرصتی برای تعامل فراهم میکند.»
وقتی از دیاز نظرش را در مورد طرح ابتکاری SOS، موسوم به «محدوده الف»، پرسیده شد، او گفت: «من آن را تأیید نمیکنم. وقتی از من پرسیده شود، صادقانه به آن پاسخ میدهم. به آن رأی مثبت خواهم داد. از تأثیرات SOS نمیترسم. این طرح دقیقاً مشابه طرح پیشنهادی S در اسکاندیدو است که دهههاست اینجا حضور دارد. این طرح رشد را محدود نکرده است. تنها کاری که میکند، متوقف کردن طرح عمومی است. این طرح از طریق مشارکت جامعه و تلاش قابل توجه برای طراحی و برنامهریزی رشد آینده شهر تهیه شده است.»
طرح کلی شهرستان نیز از طریق جلسات عمومی و نظرات متعدد تهیه شد. «وقتی یک طرح کلی دارید که مورد تأیید رأیدهندگان است، SOS آن را متوقف میکند تا تغییرات نیاز به تأیید رأیدهندگان داشته باشد. فکر نمیکنم این چیز بدی باشد. این کار باعث ایجاد اعتماد در فرآیند برنامهریزی میشود. در مورد آن اغراق زیادی وجود دارد. من کسی نیستم که از آن مسئلهای بسازم. دوست ندارم مردم را عصبانی کنم یا بترسانم. اگر SOS تصویب شود، همه چیز خوب خواهد شد. اگر تصویب نشود، هیچ چیز تغییر نمیکند.»
دیاز این اتهام را که چیزی مانند SOS به بیخانمانی دامن میزند، باور ندارد. «این کار صرفاً برنامهها را متوقف میکند. آنها از قبل در حال گسترش آن هستند. این کار برنامهها را تغییر نمیدهد. در جایی که اجازه ساخت و ساز دارید، بسازید. تنها چیزی که انجام آن را دشوارتر میکند، سفتهبازی زمین است.»
او میگوید دلیل اصلی چیزی مانند SOS، عدم اعتماد به سازمانهای دولتی است. «چگونه میتوان اعتماد را دوباره به دست آورد؟ مشخص نیست که در شهرستان، ارتباط معناداری بین هیئت مدیره و مردم وجود داشته باشد.»
زمان ارسال: ژانویه-02-2020





